تبليغاتX
بهشتی به نام اردبیل

   اردبیل       

نقشه استان اردبیل بر روی نقشه ایران

جدیدترین خبرهای ایران و جهان 

جدیدترین خبرهای استان اردبیل

img/daneshnameh_up/7/7c/Ardebil.jpg
موقعیت جغرافیایی استان اردبیل

استان اردبیل در شمال غربی فلات ایران، با بیش از 18 هزار و 50 کیلومتر مربع، یک درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد. این استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوههای طالش و بغرو در استان گیلان ، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه های به هم پیوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است .
چهار شهرستان این استان در طول 5/282 کیلومتر با جمهوری آذربایجان هم مرز هستند. در 159 کیلومتر از این مرز، رودهای ارس و بالهارود جریان دارند. در طول این مرز، استان اردبیل با جمهوری آذربایجان از دو نقطه اصلاندوز و بیله سوار ارتباط دارد. آذربایجان شرقی مرزهای مشترک با شهرستانهای پارس آباد ، مشکین شهر ، اردبیل و خلخال دارد. استان اردبیل همچنین در جنوب با استان زنجان همجوار است. این استان از مشرق با استان گیلان از طریق شهرهای اردبیل و خلخال و رشته کوه طالش همسایه می باشد. راه ارتباطی استان اردبیل با مرکز کشور از طریق محور اردبیل ـ آستارا ( گردنه حیران ) واز راه رشت و قزوین به تهران میسر می شود. استان اردبیل به پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی در سال 1372 از محدوده سیاسی ـ اداری استان آذربایجان شرقی جدا شده و به عنوان استانی مستقل در تقسیمات کشوری جای گرفت .
این استان دارای نه شهرستان(اردبيل بيله سوار، خلخال،‌مشكين شهر،‌نمين،‌نير، پارس آباد، گرمي،كوثر )، 16 بخش، شش دهستان و 2193 آبادی است. شهرستان اردبیل دارای چهار نوع آب وهوای مدیترانه ای گرم، مدیترانه ای معتدل، کوهستانی سرد و معتدل است . شهرستان اردبیل یکی از مناطق سردسیر ایران است و بین پنج تا هشت ماه از سال سرد است.
استان اردبیل، مانند بسیاری از مناطق مستعد کشور در زمینه بافت انواع زیراندازها دارای قدمت و اصالت بوده و صنعتگران و هنرمندان روستایی و شهری با عرضه هنر و استعدادهای درخشان خود، توانسته اند نمونه های بارزی از آثار نفیس و ارزنده صنایع دستی را با نام منطقه خود به ثبت برسانند.قالی بافی, ورنی بافی و جاجیم بافی که تقریباً منحصر بفرد بوده و در مناطقی همچون مغان و خلخال و نیر توسط هنرمندان بافته می شود. و یا بافت گلیم و مسند که کار خاص هنرمندان بخش های نمین و عنبران و گرمی و خلخال است، از صنایع دستی شاخص استان اردبیل است.
پیست حاکی روی چمن فندقلوی نمین بزرگترین پیست حاکی روی چمن کشور و جنگل فندقلو سومین رویشگاه گل نادر سوسن چلچراغ در جهان و هچنین بزرگترین رویشگاه گلهای بابونه در کشور است

وجود داغ ترين چشمه آبگرم و معدني دنيا ، پرآب ترين چشمه آب معدني جهان ، مرتفع ترين چشمه آبگرم موجود در گيتي ، درمان كننده ترين و موثرترين آنها ، با بلندترين قله آذربايجان و بزرگترين درياچه طبيعي جهان و زيباترين جاده خاورميانه ، دلنوازترين جنگلهاي فندق و ارس ، باشكوه ترين آبشارهاي ايران از جمله آبشار دوقلو و آبشار سه گانه ، مخوف ترين و پرجاذبه ترين دره ايران ، با دهها درياچه و بركه طبيعي و ييلاقهاي بي نظير و مثال زدني همه و همه در داخل دايره اي به شعاع تنها 65  كيلومتر در داخل استان اردبيل خبر از موقعيت بسيار ممتاز اين خطه در كنار تاريخي بسيار كهن براي جذب گردشگر و توريست دارد.

در زیر لینک پخش مستقیم از حرم امام حسین (ع)، امام رضا(ع) و حضرت ابوالفضل (ع) قرار داده شده است لطفاً برای مشاهده پخش مستقیم، روی گزینه مورد نظر کلیک کنید

موضوع این پست: عمومی |تهیه کننده: عباسی |لینک ثابت| دفعات نمایش: |

شیوه و روش کار چینی بند زنی 

منبع :کتاب هنرهای سنتی فراموش شده اردبیل (خانم سولماز مردانه)

شیوه و روش کار چینی بند زنی

روش کلی بندزنی به این ترتیب است که دو قطعه جدا شده چینی شکسته کنار هم قرار داده می شود استاد کار روی زمین می نشیند و یک پای خود را رروی پای دیگر می اندازد و به کمک انگشتان  پا و کف پا قطعه شکسته را کنار هم نگه    می دارد و اجازه نمی دهد تا این قطعات از جای اصلی تکان بخورد. در این هنگام به کمک ابزار مخصوص (که قبلا توضیح داده شده) در دو طرف محل شکستگی سوراخی ایجاد می کند، سپس مفقول آماده جهت این کار را در یک سمت وارد سوراخ می کند سپس سمت دیگر مفتول را به شکل "ب" وارونه درست شده وارد سوراخ دیگر میکند. این عمل تقریباً مشابه کاری است که با ابزار میخکوبی یا میخ زنی نجاری انجام می شود و در واقع فرم دستی آن می باشد.

بعد از اتمام این عمل، ماده‌ای به نام زامیشگه (که از ترکیب آهک و سفیده تخم مرغ درست می کنند) را به محل کوک یا بند می مالند تا بند را درجای خود ثابت و محکم کند، برخلاف تصور از این ماده جهت چسباندن دو قسمت جدا شده استفاده  نمی شود و مورد مصرف دیگر آن این است که در محل بند، مفتول را در داخل سوراخ‌ها محکم می کنند تا اگر احتمالاً قسمتی از سوراخ‌های ایجاد شده پر نشده‌اند پر شود.

با این کار بندها و یا مفتول‌ها به هنگام شستشو جا به جا نمی شوند. بسیاری از ظروف مانند بشقاب، نعلبکی و کاسه از پشت بندزده می شوند و تعداد بند ایجاد شده، بسته به بزرگی و کوچکی ظروف و همچنین نوع شکستگی آنها دارد و قطر آنها به ظرافت چینی یا شیشه متغیر و متفاوت می شود.

مثلاً برای نعلبکی که دو تیکه شده، سه بند در نظر گرفته می شود و برای بشقاب پیش دستی چهار بند، برای کاسه شش الی هفت بند و برای قوری نصف  شده هشت بند لازم است که دو تا در زیر قوری و سه تا در یک سمت و سه تا در سمت دیگر ایجاد می شود. در حدود سالهای 1320 هر عدد کوک با بند یک قران هزینه داشته، بنابراین ارزش شئ شکسته در مقابل تعداد بندها و دستمزد آن سنجیده می شده و اگر از لحاظ اقتصادی به صرفه مشتری می بود این کار انجام می شد و گرنه ظرف یا شئ چینی باید دور انداخته و یا به صاحبش عودت داده می شد.

در موارد نادری که قسمتی از چینی شکسته گم می شد، از قطعات چینی های شکسته موجود، تکه‌ای را انتخاب می کردند و به اندازه قطعه گم شده اطراف آن را به وسیله انبردستی ، به آرامی و آهستگی می چیدند تا نهایتاً به اندازه مورد نظر در بیاید، اگر این قطعه گم شده کوچک بود، بعد از اتمام کار دو طرف قسمت خالی مانده را با زامیشگه پر می کردند و این خمیر پس از خشک شده جای قطعه گم شده را پر می کرد.

در میان تمام ظروف چینی تعمیر قوری روش خاصی دارد که آنرا (بند کش) و در اصلاح ترکی (قورشاخ) می گویند، در زیر به توضیح این روش می پردازیم

بند کشی و بند زنی قوری چینی

در صورت شکستن هر قسمت از قوری، ابتدا قطعات به وسیله خمیر تهیه شده از آهک و سفیده تخم مرغ در کنار هم  بطور موقت چسبانده می شود و در مواقعی که لازم باشد بند زنی هم انجام میگیرد، ولی روش اصلی در این میان بندکشی می باشد، به این ترتیب که مفتولی را بریده در قسمت فوقانی روی بدنه قوری می نشانند که یک سر این مفتول آزاد است و سر دیگر به صورت حلقه‌ای است به منظور اندازه زدن، انتهای آزاد انرا از داخل حلقه رد میکنند و اضافه آنرا چیده و به هم بند می کنند.

به همین ترتیب یک حلقه مفتولی هم برای قسمت تحتانی قوری در نظر می گیرند. سپس نوارهای فلزی، از جنس برنج و به پهنای نیم الی یک سانتی متر بریده می شود. هر چه پهنای این نوارها کم باشد بهتر است و باعث میشود قطعات سفت تر در کنار هم قرار بگیرد و هم قوری زیبایی و نقش خود را حفظ کند.

نوارهای برنجی را یکی، یکی در مفتول بالایی قوری بند کرده، سر آنرا به طرف بدنه قوری خم و بند می کنند، سپس نوارهای را محکم به پایین کشیده و بعد از رد کردن از حلقه پایینی، انتهای نوار برنجی را به طرف بیرون خم کرده و سفت می کنند.معمولا در هر سمت قوری چهاربند کشیده می شود

اطراف مفتول‌ها و نوارهای برنجی را با زامیشگه پر می کنند و کار پایان می باید، ولی چنانچه قطعه جدا شده دسته قوری باشد بعد از بندکشی به روش ذکر شده، سه نوار برنجی دیگر لازم است که یکی از این نوارها از قسمت بیرونی دسته از بالا به پایین کشیده می شود و دو نوار دیگر یکی از قسمت داخلی فوقانی دسته  و از روی دسته به طرفین کشیده می شود

به این ترتیب با سفت شدن و محکم  کردن بندها قطعات کنار هم قرار میگیرد و قوری دوباره قابل استفاده می شود.

در صورت شکستن آبریز یا دهانه قوری باز روش بالایی انجام می شود ولی در صورتی که لبه‌ی آبریز شکسته باشد در فرم قطعه شکسته شده، قطعه‌ای را از ورق برنج درست کرده و به دهانه آن وصل می کنند. 

موضوع این پست: هنرهای سنتی فراموش شده |تهیه کننده: عباسی |لینک ثابت| دفعات نمایش: |

 آهنگهای آذری - رحیم شهریاری

آلبوم جدید و بسیار زیبای رحیم شهریاری با نام کیم بیلیر ... با 3 کیفیت متفاوت ...

MP3 128

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ
Rapidshare Directlink 

01 Shirin San (Gozlayajayam).mp3

02 Gal Gorusha.mp3

03 Vafasiz.mp3

04 Bas Na Deyim.mp3

05 Kim Bilir.mp3

06 Sular Sonasi.mp3

07 Seva Bilmazsan.mp3

08 Nadan Di.mp3

09 Tanha.mp3

10 Qara Goz.mp3.mp3

11 Eshqin Kitabi.mp3

12 Istayiram Galasan.mp3

با کیفیت های پائین تر در ادامه مطلب


ادامه مطلب |
موضوع این پست: موسیقی آذری |تهیه کننده: عباسی |لینک ثابت| دفعات نمایش: |

شهید داور یسری - شهداء استان اردبیل

در سال 1332 در شهر« اردبيل »در ميان خانواده اي متدين و مذهبي كودكي به دنيا آمد . او را «داور» نام نهادند. كودكی که بعدها مايه افتخار خانواده و عبرت دوستان و آشنايان شد.
با گذشت زمان كم كم بزرگ شد ولي رشد روحي او قابل مقايسه با جسم نحيفش نبود. پايگاه اوليه داور خانواده بود و همواره در زير سايه پدر قرار داشت. هم او وقتي در زندان ستم شاهي به ديدار پسر رفت نگاهي به جگرگوشه خود انداخت و ابراز داشت: «فرزندم غمگين مباش. زيرا همواره زنجير در گردن شير است و روباه و خرگوش آزاد.»
از حدود 11 سالگي نماز مي خواند و با قرآن انس و الفتي خاص داشت. الفتي كه سبب شد تا به نداي پروردگارش كه مي فرمود:« ان الله اشتري من المومنين اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه»، پاسخ گويد. او با وجود جسم نحيف و سن كم اغلب اوقات روزه و همواره پاي بند به نماز جماعت بود. پيش از انقلاب حتي نماز جمعه را فرادي مي خواند. هنوز راهروهاي سردخانه در فصل زمستان شاهد مناجاتهاي شبانه او با خداوند است و هنوز صداي دعا و قرآن او بر در و ديوار خانه و بر دل پدر و مادر نقش بسته است
همواره ذكر خدا بر لبانش جاري بود. كم غذا مي خورد و به فكر محرومين بود. در زندگي پاي بند به سادگي بود. تا آنجا كه تنها يك دست لباس داشت و براي نظافت ناچار بود شبها آن را بشويد تا صبح بتواند از آن استفاده كند. حتي زماني كه همان يك شلوارش پاره شده بود آن را وصله زد و در مقابل پيشنهاد همسرش بر خريد يك لباس نو، گفت:« بايد يك پاسدار نمونه ی سادگي باشد.» مگر نه آنكه مولاي ما علي(ع) لباس وصله زده مي پوشيد و مگر نه آنكه ما درگير جنگ با استكبار هستيم؟ اين مبارزه نياز به از خودگذشتگي و چشم پوشي از لذايذ دنيوي دارد. پس من مي توانم از اين لباس كهنه و وصله زده استفاده كنم و در عوض پول آن را به كسي بدهم كه حتي قدرت تهيه اين شلوار وصله دار را ندارد؛
پس از پايان تحصيلات متوسطه در ادامه رسالت خود براي مبارزه با نفس و كمك به محرومين براي انجام خدمت سربازي به مناطق محروم شتافت و پس از پايان دوران سربازي به آموزشگاه کارخانه ی «ذوب آهن»در« اصفهان» رفت و به یادگیری متالوژي پرداخت. اما همچنان به فكر مبارزه و تبليغ عقايد اسلامي بود. در پي اين روح مبارزاتي بود كه جلسات تدريس قرآن را در مسجد «زرين شهر» برپا داشت تا جوانان را با اين چشمه ی جوشان وحي آشنا سازد و به همراهي 12 نفر از دوستان و همفكرانش زير نظر آيت الله «مشكيني» و حجت الاسلام« غفاري» هسته مقاومتي تشكيل داد و به مبارزات تشكيلاتي و پخش اعلاميه و فعاليتهاي ديگر مي پرداخت . چون دستگاه چاپ و تكثير در اختيار نداشت اعلاميه ها را با مشقت فراوان به طور دستنويس تهيه مي كرد. در تابستان سال 1357 در جريان انفجار يكي از مراكز فساد رگ دستش قطع شد و ساواك نيز با استفاده از رد خون، او را دستگير ساخت.
در زندان نيز همواره مايه شگفتي بود. در زير ضربات باطوم پلاستيكي مزدوران كه در حمام با بدن خيس او را مي زدند، تنها تكبير مي گفت و با هر ضربه حسرت آه گفتن را بر دل مزدوران مي گذاشت و آنان را چون گرگي گرسنه در كشتن خود تحريص مي نمود تا آنكه صداي تكبيرش كم كم به ضعف گراييد و خاموش شد و دوستانش دريافتند كه او از هوش رفته است.
همچنان در زندان مقاومت مي كرد تا آنكه در پي تظاهرات مردم، رژيم ناچار به آزادكردن تعدادي از زندانيان سياسي شد و بدين ترتيب« داور يسري» از چنگ دژخيمان رهايي يافت.
از آن زمان او به همراه ديگر اقشار مردم به مبارزه عليه رژيم ادامه داد تا آنكه خون شهدا بارور شد و اولين شكوفه ها بر درخت نونهال انقلاب نمايان شد.
داور در پي شهادت برادرش «نادر» باز هم به ادامهء مبارزه مصمم تر گشت و با مشاورت عده اي از مسئولين به تشكيل كميته ضربت همت گماشت تا جانيان و قاتلان فرزندان پاك اين ملت را پي گيري كرده و پس از دستگيري آنان را تحويل دادگاه عدل اسلامي دهند.
در آنجا بود كه عظمت روحي او نمايان تر گشت. برادرش چنين نقل مي كند:« زماني كه قاتل برادرم دستگير شد به ديدار او رفتم و در پي اهانت او من نيز سيلي محكمي به گوش او زدم. شهيد داور كه درس عدالت را در مكتب علي (ع) آموخته بود، چنان برآشفت كه رنگ صورتش از شدت خشم سرخ شد و رو به آن افسر كرد و از او خواست تا قصاص كند و زماني كه با اعتراض شديد ما روبرو شد، گفت: درست است كه او قاتل است و مجازات مرگ دارد، اما او اسير است و اسير از نظر ما مهمان است. و سپس گفت: «اگر اين افسر قصاص نكند من به جاي او قصاص مي كنم.» و براي اجراي حكم خدا سيلي زد.
به دليل تهمتها و جو سازي هاي افراد سود جو ادامه ی كار در گروه ضربت را براي خود ممكن نديد، تصميم به ترك آنجا گرفت. در پايان كار با توجه به گفتار مولايش كه فرموده بود: «اجتنبوا من مواضع التهمه» اوركت خود را از تن خارج نموده و محتوياتش را كه يك جلد كلام الله مجيد و مهر و تسبيح و چند دوريالي و يك ريالي بود را روي ميز گذاشت و گفت: با وجودي كه اينها از اموال شخصي خودم است تحويل مي دهم تا همه بدانند كه داور دست خالي از اينجا مي رود.
در نيمه ی دوم سال 58 براي مبارزه با« اسرائيل »كافر به «لبنان» رفت و پس از آموختن دورهء عمليات چريكي و انفجارات به ميهن بازگشت و به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در پادگان «سعدآباد» به آموزش فنون فوق پرداخت و به دليل لياقت و تقوا به عضويت شوراي اداره كننده ی پادگان درآمد.
با شروع جنگ تحميلي همچون ديگر شيران جبهه ی نبرد به سوي جبهه شتافت و در (خونين شهر) مورد اصابت خمپاره قرار گرفته و به شدت زخمي شد و حدود 9 ماه در بيمارستان مشغول معالجه بود و در نتيجه ی آن عصب پايش قطع شد و از آن ناحيه معلول گرديد.
در سال 1360 براي اجراي سنت پيامبر ازدواج كرد تا بدين گونه نيم ديگر ايمان خود را از شيطان محفوظ بدارد . ثمره ی اين اردواج كودكي بود كه او را« فاطمه» نام نهاد. اما زندگي مشترك باز هم نتوانست روح بزرگ او را در قفس دنيا محبوس كند و هنوز مدت كوتاهي از اين ازدواج نگذشته بود كه در پي شهادت شهید« پيرزاده »فرمانده سپاه اردبيل در سال 1361، فرماندهی سپاه اردبيل را پذيرا شد. چشمه ی خروشان روح او در اين برهه از مسئوليت خطيرش باز هم فوراان گرفت و در اولين روزهاي ورود به سپاه اردبيل توانست تغييرات معنوي فراواني را در محيط سپاه انجام دهد. نماز جماعت هر روز برپا مي شد و هفته اي دو روز روزه مي گرفتند و بدين ترتيب روز به روز بر حالات روحاني محيط سپاه افزوده مي شد.
او همچنان در سنگر مبارزه با دشمن با اراده آهنين و عزمي استوار مي جنگيد و پس از پايان ماموريت در سپاه اردبيل در سال 62 به دفتر نمايندگي امام در سپاه آمد تا بتواند خدمات خود را به جمهوري اسلامي ایران تداوم بخشد.
در سال 1363 در عمليات خيبر شركت كرده و مجروح شيميايي شد و پس از آن در پي عمليات كربلاي 5 به جبهه شتافت تا از اين فيض محروم نماند .آنجا نيز همواره در پي يافتن رضاي خداوند همواره خواستار انجام سخت ترين كارها بود. حتي روزي از مسئول خود خواسته بود كه مسئوليت انتقال شهداي شيميايي كه مدتي در محيط عملياتي مانده اند را به او واگذار كنند. در آنجا نيز به اقرار دوستانش همواره به ياد خدا بود و ذكر صلوات بر لبانش جاري و به اصطلاح برادران او همه را صلواتي كرده بود.
او كه عدالت را از علي(ع) و صبر و پايداري در مصايب را از زينب(س) آموخته بود، عاقبت نيز نشان داد كه درس ايثار و شهادت را نيز در مكتب حسين(ع) خوب آموخته است و همچون مولايش حسين(ع) خونين كفن به ديدار خداوند شتافت.
 
موضوع این پست: شهداء اردبیل |تهیه کننده: عباسی |لینک ثابت| دفعات نمایش: |