استاد رضا خدادادی

رضا خدادادی در 7 اسفند 1339 در اردبیل متولد شد.در کودکی به تهران آمد .دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در تهران سپری کرد و پس از آن به اردبیل بازگشت و دوران تحصیلی متوسطه را در آنجا سپری کرد. وی از کودکی شیفته هنر بود و همین علاقمندی موجب شد تا دوباره به تهران بازگشته و در مجتمع دانشگاهی هنر(دانشگاه هنر) و در رشته نقاشی به تحصیل بپردازد. پس از آن تحصیلات خود را در رشته انیمیشن و در همان دانشگاه ادامه داد. وی در دوران تحصیل از دانشجویان فعال و ممتاز دانشگاه بود و همین امر موجب شد هنگام دانشجویی به دعوت برخی از دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، به تدریس در دانشگاه مشغول شود. وی علاوه بر فعالیتهای بی وقفه در زمینه خلق آثار هنری متعدد، از آن زمان (از سال 1370 )تاکنون به تدریس در دانشگاهها اشتغال داشته و هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران است. رضا خدادادی در سال 1363 با دختری به نام ژیلا مینایی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج موفق، پسری به نام خزر و دختری به نام صدف است
فعالیتها : ضا خدادادی از کودکی به نقاشی و مجسمه سازی روی آورد.و بعدها علاوه بر تدریس در دانشگاه در سایر زمینه های هنری ازجمله: دیوار نگاری(نقاشی دیواری)، ماکت سازی، طراحی داخلی به فعالیت پرداخت.وی در بیش از 100 نمایشگاه انفرادی و گروهی داخلی در داخل وخارج از کشور آثار خود را در زمینه نقاشی و مجسمه سازی به نمایش گذاشته، و علاوه بر ایراد سخنرانی های متعدد، چندین مقاله نیز در نشریات معتبر به چاپ رسانده است. تعدادی از آثار وی در مجموعه ها و گنجینه های عمومی، دولتی و خصوصی، داخلی و خارجی( مانند:موزه هنرهای معاصر تهران ، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ، سازمان زیباسازی شهر تهران موزه آستان مقدس امام علي در نجف اشرف و...)نگهداری می شود.رضا خدادادی علاوه بر مسئولیتهای متعدد و همکاری هنری با برخی از نهادها و سازمانها دولتی، سالها مدیر گروه نقاشی و مجسمه سازی دانشگاه هنر بوده و همچنین مدیریت گروه کارشناسی وکارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سوره تهران را نیز عهده دار بوده است.
تحلیل آثار:آثار هنری رضا خدادادی با وبژگی خاص و منحصر به فرد، و بر اساس طبیعت، ادبیات، فلسفه و جهان بینی شخصی وی آفریده می شوند. آثار نقاشی خدادادی را می توان به دوره های مختلف تقسیم بندی نمود :دوره پیش از دانشگاه، که شامل آثاری بر اساس تجربیات و مشاهدات عینی و تجربیات دفرماسیون فیگورها و اشیااست، دوران دانشگاه، با تمایلات انتزاعی وبر اساس موضوعاتی که یاد آور فضاهای گذشته معماری سنتی ایران، کتیبه ها و خط نبشته ها ، ... در قالب فضاهای دوبعدی و در بسیاری موارد مبهم و به دور از هر گونه تظاهر برای یاد آوری گذشته ها( که حاصل آن فعالیتها چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی بود). دوران متاخر، که خود به دوره های متعددی و بر اساس نام گذاری وی از مجموعه آثارش تقسسیم بندی می شود.
مجموعه طراحی های شبانه این مجموعه آثار وی عبارت است از طراحی هایی از فیگورهای انسانی رقصان و وهم انگیز به نام شبانه مشتمل بر صدها طرح مدادی، که نیمه شبها خلق می شدند. پس از آن طراحی های مدادی شبه مینی مالیستی از پیکره های زنان ودختران جوان، با حالتهای عادی در زندگی، بدون پرداختن به جزییات صورت( که حاصل آن نمایشگاهی انفرادی در گالری برگ و نمایشگاه گروهی در موزه ی هلند بود) و تعدادی آثار طراحی و نقاشی فیگوراتیو که در آن اغلب زنان و مردان با صورتها و اندامهای به هم ریخته و زشت به تصویر درآمده اند.(که تعدادی از ان آثار در نمایشگاههای گروهی در معرض دید عموم قرار گرفتند).
مجموعه ی حیرانی آثاراین مجموعه به شکل شگفت انگیزی نسبت به دوره های پیش متحول شده بودند.این بار توجه هنرمند به طبیعت معطوف گشته بود. وی این مجموعه آثار را که نمایشی از مطالعه و درک عمیق طبیعت و مراقبه ی طولانی هنرمند بود حیرانی نامید . مجموعه آثار حیرانی با تکنیک رنگ وروغن ودر روی بوم به ظهور وبروز رسیدند. خط اصلی ترین عنصر تصویری این نقاشیها بود .خطوط رنگی بی شماری که روی هم و در لابلای هم با دقت و وسواسی عجیب، با ظرافت وبدون کوچکترین خطا، فضایی خیال انگیز ی می ساخت و بیننده را وسوسه می کرد که با دست خطها را کنار زده واز لابلای متراکم این خطوط چیزی یا راهی را ببیند! می توان موفقیت این آثار از دو جنبه قابل بررسی است : نخست، صورت ظاهری و شیوه اجرایی آثار، که با الهام از طبیعت و با استفاده از فقط خطوط رنگی و با اجرایی مطلوب شکل می گیرد، و فضایی متفاوت و بی سابقه ای پدید می آورد. دوم، جنبه ی مفهومی و معنایی آثار است که علاوه بر توجه دادن مخاطب به زیبایی های طبیعت، به جنبه های عرفانی و ماورایی تاکید داشته و بیننده را در برابر فضایی بسته، در هم تنیده و تو در تو و پر از رمز و راز قرار می دهد؛ که اشاره ای است به زندگی نوع بشر، با سوالات و مجهولاتی بی شمار . انتخاب آگاهانه عنوان حیرانی بر این مجموعه بر موارد اشاره شده تاکید دارد.
مجموعه ی ذکر چند سال بعد از مجموعه حیرانی مجموعه ی دیگری با نام ذکر پدید آمدند . این مجموعه پس از فراقت از یک دوره بیماری، در دوران نقاهت هنرمند، وهنگامی که وی دچار نوعی افسردگی شدید شده بود خلق شدند. مجموعه آثار ذکر، با تونالیته های متعددی از یک رنگ و با استفاده از ریتم خطوط ساده و کوتاه، پشت سر هم، و ردیف شده، بدون هیچ واقعه ی دیگری شکل می یافتند، خطوطی که از بالا تا پایین و تکرار می شد . گویی که ابتدا و انتهایی و پایانی ندارد . وی در خصوص این آثار می گوید: درسالهای اخیر مجموعه آثاری در زمینه نقاشی پدید آوردم که نامشان ذکر بود.تکرار بی امان عنصری ساده در سطح بوم، بی معنا ی ظاهر، بی هیچ نشانی از طبیعت واقع ومصنوع. وبا کمترین وساده ترین شکل ممکن .خطوطی عمودی در ردیف، وپشت سرهم .از بالا به پایین. تکرار یک عنصر بی معنا و مجرد، با رنگهایی یکسان و به دور از هر گونه تزیین و بزکی، و ظاهری دلفریب . با قناعتی در شکل و ظاهر. هر خطی حمد و ثناء بود، وذکر وتسبیح متوالی، که انگار پایانش نیست. خطها ذکری مداوم بودند، و تکرار یکنواخت، که بی نهایتشان می ساخت. در معنا، ذکر را نگاشتن نیز خوانده اند. نگارشم برای هر اهل دلی ذکر جمیل بود و ذکر سالکان . که نمی دانستم با تصویر، غیر از این طریق چگونه تسبيح و تهليل متوالی گویم .که هرچه می کردم غیر از این ریا بود وشرک . آثار ذکرم باید که انتزاع کامل بود . من، هنر انتزاعی را ستایش می کنم، چراکه از اشکال و رنگهای تمثیلی و غیر واقعی بهره دارد. وتقلید از عینیات جهان مادی نمی کند. ازناسوت به دور است و به لاهوت و حقیقت، و به سلیقه کیانم و نیایم نزدیک . نقاشیهای ذکرم را انتزاعی و مجرد ساخته ام، تا بی ریا باشد و صورتش به چیزی نماند
مجموعه ی نقش برجسته های نوستالژیا: رضا خدادادی از سال ۱۳۸۸ رویکرد جدیدی را در آثارش به نمایش گذاشت .با وجود اینکه که وی همچنان مجموعه ذکر خود را ادامه می دهد؛ مجموعه ی جدید نقش برجسته ای با عنوان نوستالژیا را پدید آورد آثار نقش برجسته نوستالژيا از چند منظر قابل تحليل و بررسي است. اول: به لحاظ مفهومي كه قصد ياد آوري تعمدي خاطرات تصويري فراموش شده گذشته را دارد. مجموعه آثار نوستالژيا به دنبال تاييد و يا رد ضرورت ياد آوري گذشته ها نيست و به خودي خود نيز موافقت يا مخالفتي با نوستالژيا ندارد. بلكه در پي آن حسي است كه با مشاهده اين آثار در هر يك از مشاهده گران ايجاد مي شود؛ البته هر مخاطبي مي تواند نوستالژيا را رد كند يا بپذيرد.دوم: به لحاظ تصويري و ساختارهاي آن، كه در نگاه نخست، گويي تصاوير و اشكال در اين آثار همان هايي است كه بر ديوار غارها، در حجاري ها، روي سفالينه ها و كتيبه ها، در بناها و كاشي هاي گذشته ها نقش بسته است؛ اما با تامل بيشتر مي توان به اين نكته پي برد كه از كپي برداري و يا تقليد عين به عين از آن نقوش و اشكال در اين آثار پرهيز شده و شباهت ها در پاره اي موارد شايد به دليل انتخاب روش طراحي اين نقوش و اشكال است. سوم تركيب بندي اجزا و ساماندهي عناصر تصويري گاه نامتعارف اين آثار است. تركيب بندي بسياري از اين آثار همانند مجموعه هاي حيراني و ذكر از نوع قابل گسترش است و به قاب تصوير محدود نمي شود. گويي هر يك از اين آثار بخشي از يك بي نهايت است. و چهارم استفاده از تكنيكهاي متنوع و نسبتاً پيچيده، به كارگيري مواد و روشهاي ساخت در اين آثار است. تعداد زيادي از نقش برجسته هاي نوستالژيا از جنس مس است و چندتايي نيز با استفاده از آكريليك و با روش هايي خاص برجسته شده اند. برخي از صاحبنظران معتقدند هرچند آثار در يك چارچوب و قاب محصور شده اند اما به دليل ويژ گي هاي خاص آثار نوستالژيا، مي توان آنها را مجسمه هاي ديواري ناميد! نكته ديگري كه در اين آثار قابل بررسي است روش رنگ آميزي و به اصطلاح كهنه سازي يا پاتينه كردن اين آثار است. منبع
برای مشاهده آثار استاد به آدرس سایت شخصی استاد مراجعه کنید
از هم استانیهای عزیز تقاضا می کنیم اگر عکس یا مطلبی در خصوص شهر یا استان خود دارند به پست الکترونیکی ما ارسال کنند تا به اسم خود آنها در وبلاگ قرار داده شود .